محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
133
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
اموال و متاع و زن و فرزند خويش به سوى غرناطه حركت كردند . در راه سپاهيان بنى عباد بر سر ايشان تاختند و تارومارشان ساختند . اركش نيز از دست باديس به در شد و ابن عباد بر سراسر منطقهء شذونه كه پيش از اين در تحت سيطرهء بربر بود ، مستولى گرديد . « 20 » 3 تا اين زمان سى سال از حكومت باديس گذشته بود . مملكت او از مشرق تا بسطه و از جانب مغرب تا رنده گسترده شده بود . حد شمالى آن جيان بود و حد جنوبىاش درياى مديترانه . باديس پير شده بود و راحتطلب و بادهگسار . اختيار همهء كارها را به دست وزير يهودىاش يوسف بن نغزاله سپرده بود . « 21 » يوسف به جاى پدر خود اسماعيل ابن نغزاله وزير حبوس و سپس وزير باديس نشسته بود . اسماعيل بن نغزاله اعتماد و محبت باديس را به خود جلب كرده بود . باديس او را بر ديگر وزيران و دبيران برترى مىداد و همهء كارها به او سپرد . او نيز بيشتر كارگزاران و عمال را از يهوديان برگزيد . اين وزير يهودى با مهارت و ورزيدگى كه در انجام امور داشت خزانهء باديس را به اموال پر كرد تا بتواند با تقسيم آن اموال در ميان سپاهيانش به مقاصد خود نايل شود . ابن نغزاله برتر از اينها اهل ادب و شعر بود . مردى نيكسيرت و خوشخوى و بردبار بود ، چنان كه فرصت نمىداد كسى با او به رقابت برخيزد يا با او خصومت ورزد . ابن حيان كه مورخ معاصر اوست او را كاملترين رجال به علم و حلم و فهم و هوش و نرمى و وقار و زيركى و مكر و تسلط بر نفس و وسعت مشرب و شناخت مردم و اوضاع زمان و مدارا با دشمن ، خوانده است . سپس مىگويد در ادب عرب و عبرى استاد بود . زبان عربى را دوست مىداشت و به مطالعه و تأليف در آن زبان مىپرداخت . رسالههايى در باب اسلام و فضايل اين دين به رشتهء تحرير درآورده است . به رياضيات
--> ( 20 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 272 و 273 . ( 21 ) . امير عبد الله : التبيان ، ص 42 .